Content


زنده بيدار در جانب غربی


حسين کمالی

هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود

پيشکش به استاد عبدالکريم سروش که در طی ساليان سخنهای تازه فراوان از ايشان آموخته ام، و همواره به ديده تحسين و توقير نگريسته ام که تا چه پايه انديشه ورزی و دانش و خــرد را ارج می نهــنـد، و سقـراطوار نسلی را در ايـران و فراتـر از ايرانــزمين بر انگيخته اند تا جرأت پرسـيدن داشــته باشــد.

حسين کمالی

کالج بارنارد/دانشگاه کلمبيا/نيويورک

====

در سال 1671 ميلادی، ادوارد پوکاک (1648 تا 1727) متنی فلسفی به زبان عربی را همراه با ترجمه لاتينی آن تحت عنوان Philosophus autodidactus، يعنی فيلسوف خودآموخته، منتشر نمود. [1] آن کتاب، در اصل حیّ بن يقظان نام داشت که فيلسوف مسلمانی اهل غرناطه اندلس (گرانادا در اسپانيای امروز)، ابوبکر محمّد بن عبدالملک بن محمّد بن محمّد بن طفيل القيسی الاندلسی الغرناطی الاشبيلی – مشهور به ابن طفيل (درگذشته 581 قمری)- پنج قرن پيشتر، به احتمال زياد بين سالهای 573 تا 578 قمری/1177 تا 1182 ميلادی، در مراکش پايتخت سلسله مؤمنی يا موحّدين نوشته بود.

تأمل در اينکه کدام مفاهيم، نظريه ها، قصه ها يا آثار فرهنگی از زمانی به زمان ديگـر، يا از جايی به جای ديگر، بويـژه از يک بستر تمدّنی به بسـتـری تازه سفـر می کند، و در اين انتقال چگونه دگرگون می گردد، دگرديسی می يابد و ابعاد تازه می گيرد، کليد باز گشـودن گنجينه های فکـری و راهنمای سير نظرورزانه در تاريخ انديشه است. در اينجا مختصری راجع به سفــر کتاب ابن طفيل از مشرق اندلس به جانب غربی بيان می شود.

نگارنده اين يادداشت نزديک به سی سال پيش در اوان نوجوانی هنگام گشت و گـذار در کتابفروشيهای جلوی دانشگاه تهــران، ترجمه فارسی کتاب ابن طفيل را تحت عنوان زنده بيدار به خامه فخيم استاد استادان بـديــع الــــزّمان فـروزانفــر (درگذشته 1349 خورشيدی) در مغازه بنگاه ترجمه و نشر کتاب يافت، و با سرگذشت حی (زنده) فرزند يقظان (بيدار) آشنايی به هم رساند: از داستان رهـا ساختن سبد حاوی نوزاد بر روی دريا و رسيدن سبد به جزيره ای در سرانديب، يا زاده شدن طفل از پاره گلی مخمّــر در دل آن جزيره، تا شــير خوردنش از سينه ماده آهويی زيبا؛ از آزمودن عشق مادر-فرزندی تا مواجهه با مصيبت تاريک و معمـّای مرگ؛ از انديشه کردن درباره آمدن و رفتن هــر روزه خورشيد و ماه و ستارگان تا يافتن نور ايمان و نياز و نيايش قلبی؛ از ديدار با مرد فرزانه ای به نام آبسال در جزيره، سفر به خشکی و اقامت کوتاه مدت نزد فرمانروايی پارسا به نام سلامان، تا بازگشت به موطن و بريدگی از مردمان در زندگانی بيدارانه. آن نوجوان در آن موقع نمی دانست که شش هفت سال پس از آن گردشها در جستجوی کتابهای گوناگون، ناشری که ادامه دهنده راه بنگاه ترجمه و نشر کتاب شده بود با راهنمايی و سرپرستی جناب دکتر سروش و حمايت کارساز استاد بهاء الدّين خرمشاهی، ترجمه ای را از يک متن فلسفی به قلم نوآموز او منـتـشــر خواهد ساخت.

کتاب ابن طفيل را گاه “رمان فلسفی” خوانده اند. نکته های حکمی که در اين قصه دلکش آمده است، نزد هر کس که مفهوم فطرت را در بحث از قرآن و حديث شنيده، و از آراء ابوحامد غزالی (درگذشته 505) و فلسفه بوعلی سينائی سررشته ای داشته، و بويی از تصوّف به مشامش رسيده باشد، همگی آهنگی آشنا دارد. استناد به آثار غزالی و ابن سينا در کتاب هويداست. محققان معاصر از تأثير برخی آموزه های معتزلی، رسائل اخوان الصفا، و شرح فارابی بر بوطيقای ارسطو نيز در صورتبندی قصه نشانی جسته و ردّی يافته اند: و اينها نــزد پژوهندگان انديشه در سنت اسلامی بيگانه نيست. در اروپای سده هفدهم و هجدهم اما، بسياری از مبانی و مقتضيات آن سخنان تازگی داشت. ادوارد پوکاک جوان، مترجم  بيست و اند ساله کتاب، در شناساندن رساله  فيلسوف خودآموخته با شوق و شعف اعلان می کرد که اين کتاب ثابت می کند توان عقل بشری چندان است که از طريق تأمل و تدبـّـر در امور اينجهانی به معانی عـِـلوی راه می بـرد. چنين برداشتی از عقل در انگلستان سده هفدهم که در عصر روشنگری گام می نهاد نزد اهل انديشه خواهندگان و خوانندگان بسيار داشت.

اکنون نزديک به دو دهه می گذرد که باب نوينی در مطالعه زنده بيدار گشوده گشته و اين نکته مورد اشاره و تأکيد قرار گرفته که ترجمه اين کتاب ابن طفيل به زبانهای لاتينی، انگليسی، و هلندی در سده های هفدهم و هجدهم ميلادی، تأثير تعيين کننده ای در جهت بخشيدن به پاره ای از بحثهای فکری و فلسفی در اروپای آن دوران داشته است.[2]

زمان معـرّفی زنده بيدار به اروپاييان، بويژه در انگلستان، بسيار گوياست. در سال 1671، هنوز شاهکار دورانساز آيزاک نيوتن (1642 تا 1727) با عنوان اصول رياضی فلسفه طبيعت (Principia Mathematica) پانزده سال تا انتشار فاصله داشت. در سالهای پس از جنگهای داخلی انگلستان (1642 تا 1654) پيش از “انقلاب شکوهمند” سال 1688 و استقرار نظم نويـن در آن سرزمين، بحث از حقوق طبيعی، وضع طبيعی، و مبانی الوهی حکومتداری در کانون توجهـات اهل انديشه بود. بر پيشانی رقبای سياسی پادشاه انگلستان که رياست کليسای آنگليکان را بر عهده داشت، بويژه هواداران پاپ (کاتوليکها) و طائفه نوظهور موسوم به لرزندگان يا محفل اوليا  انگ الحاد و بی خدايی می کوبيدند، و دعوی می کردند که آنها همه هواخواه و بل تابع ترکها و مسلمانها هستند! ترجمه و نشر حکايت حکمت آميز ابن طفيل را در اين فضای فکری و سياسی بايد ارزيابی نمود.

نسخه ای از کتاب حیّ بن يقظان در کنار شمار بسياری از نسخه های خطی ديگر را ادوارد پوکاک ( 1604تا 1691) – پدر مترجم فيلسوف خودآموخته – در حين اقامت ده ساله اش در مناطق شام و قلمرو عثمانی تهيه کرده و با خود به انگلستان برده بود –شماری از آن نسخه ها اکنون در کتابخانه بادليان محفوظ است.  ادوارد پوکاکِ پدر در زمان خود دانشوری سرشناس و به دانايی نامبــردار بود. حتی در کتاب اصول رياضی نيوتن يادکردی از او آمده، و اين نشانه برجسته ای از اعتبار علمی وی در آن زمانه است. او را دکتر پوکاک بسياردان لقب داده بودند، و در دانشگاه آکسفورد نخستين کرسی تدريس عـربی و عبـری که در سال 1636 تأسيس گشت – و همچنان تا امروز داير است- از آن او بود. پيشگفتار تاريخی ترجمه لاتين پسرش از زنده بيدار به قلم اوست، و بی گمان توصيه پدر به آشنايان در گسترش توجه به کتاب فرزند نقشی بسزا داشته است.

يکی از ديپلماتهای سفارت انگلستان در فرانسه که با ادوارد پوکاکِ بسياردان دوستی داشت، کوششی بليغ در پخش نسخه های ترجمه فيلسوف خودآموخته به ويژه در ميان سـوربونيســتـهـا می نمود، و حتی نسخه شخصيش را به عالم ذوفنون هلندی کريستيان هويگنس (1629 تا 1695) که از پاريس می گذشت پيشکش داد. گوتفريد ويلهلم لايبنيتس (1646 تا 1716)، فرزانه نامدار آلمانی، کتاب را ديده و آن را نمونه ای از سنت ممتاز فلسفه نزد مسلمين خوانده بود، و نابغه دوران،  باروخ بنديکت اسپينوزا (1632 تا 1677) مشوّق انتشار ترجمه هلندی کتاب در سال 1672 شد.

احتمال قوی می رود که جان لاک (1632 تا 1704)، پرچمدار پرآوازه تجربه گرايی و “پدر ليبراليسم” در انگلستان، کتاب فيلسوف خودآموخته پوکاک را می شناخته است و شايد آن را خوانده، و ای بسا در تدوين سخنی در باب فهم آميان (An Essay Concerning Human Understanding) از مبانی فلسفی ابن طفيل تأثير پذيرفته باشد. لاک، ادوارد پوکاکِ بسياردان را از سالهای دانشجويی در دانشگاه آکسفورد می شناخت و حرمت می نهاد و نزد او تقـرّب داشت. همچنين، ادوارد پوکاک جوان – مترجم فيلسوف خودآموخته- چنانکه بين دانشجويان سالهای بالاتر و پايين تر در آن دانشگاه رسم بوده، و اين رسم تا امروز برقرار است، پيش لاک درس خوانده و درس پس داده بود، و عجيب نيست اگر لاک از اثر قلمی همدوره ای جوانتر خود خبر داشته ولی به ملاحظاتی تصريح به خواندن آن نکرده باشد.

بين 1671 – سال انتشار کتاب پوکاک- تا 1690 – سال انتشار سخنی در باب فهم آميان – تغييری در رويکرد لاک پديد آمده و در آثار او بازتاب يافته است، و شماری از پژوهندگان اين دگرگونی را نتيجه تأثير پذيرفتن لاک از کتاب فيلسوف خودآموخته دانسته اند. چنين تأثير مستقيمی از ابن طفيل بر لاک را متخصصان انديشه لاک تاکنون صحه قطعی ننهاده اند، ولی اين قدر را به صراحت تأييد می کنند که درست در آن دوره زمانی، توجه لاک از پرسشهای فلسفه سياسی، بويژه نقد بنياد الوهی حق حاکميت، بر جنبه های معرفت شناسانه و طبيعت شناسانه معطوف گشته است. اين گردش در تأکيد و تمرکز با مقايسه رساله نخست در حکومتداری با رساله دوّم لاک در اين باره و نيز با  سخنی در باب فهم آميان آشکار می گردد. مقايسه شالوده های معرفت شناسانه و طبيعت شناسانه ابن طفيل در زنده بيدار و تأمل در پيامدهای اخلاقی، سياسی، حقوقی و فلسفی آن نگرش کوششی مفيد و روشنگر است.

اينکه متفکـّر بزرگ روحانيت شيعه، آيت الله مرتضی مطهـّری، جايی کتباً يا شفاهاً مبانی ليبراليسم را با فلسفه اسلامی تا حدودی همخوان يا قابل جمع شمرده اند، بر پايه آنچه تا اواسط دهه 1350 خورشيدی از فلسفه تجربه گرايی و هم انديشان لاک به فارسی ترجمه شده بود و بدان اشراف داشته اند – بيشتر به واسطه شادروان منوچهر بزرگمهـر از اعضای حلقه درس و مباحثه ايشان- تشخيص تيزبينانه ای بوده است. آن سخن اينک با توجه به تأثيــر احتمالی کتاب زنده بيدار بر لاک معنايی روشنتر می يابد و بر نقطه اتکايی تاريخی مبتنی می گــردد. (نويسنده اين يادداشت متأسفانه به مجموعه آثار استاد شهيد مطهــری و صورت دقيق آن سخن دسترسی ندارد، و از جستجوی در اينترنت نيز نتيجه ای به دست نيامد؛ اگر نقل چنان قولی از ايشان خطا بوده است، ناشی از فتور حافظه نگارنده و سهـو در نقل مطلبی است که بيش از بيست سال پيش از اين خوانده، و آنگاه اين بند را بايد ناديده گرفت.)

تشبيه ضمير آدمی به لوح ساده يا دفتر سپيدی (tabula rasa) که تأثرات وارده از مجـرای حواس پنجگانه را به پشتوانه بديهيات فطری با هم می پيوندد و از طريق تداعی به معانی تازه راه می برد، بنياد اصلی تجربه گرايی لاک است. تناسب چنين برداشتی از سازوکار فهم نــزد آدميان با آنچه ابن طفيل از مسير رشد و دانش اندوزی زنده بيدار بازنموده روشن است.

نکته ديگر تفاوت کليدی و تباينی است که ميان برداشت لاک از مفهوم طبيعت و وضع طبيعی با تلقی تامس هابـز (1588 تا 1679) وجود دارد. هابـز که آدميان را مثل گرگ به خون يکدگر تشنه می ديد، و سنگ بنای اخلاق و سياست را بر ترس و پريشانحالی می نهاد، وضع طبيعی حيات بشری را عين تنازع بقا و توحش می ديد، و تصيف آن را در اين چند حرف خلاصه می شمرد: “تنهايی، تلخی، بی سروسامانی، و درنده خويی در عين کوتاهی عمر.” [3] اين کجا و شناخت لاک کجا که وضع طبيعی را چنان معـرفی می نمود و به تصوير می کشيد که “آدمی در آن مطلقاً آزاد و گشاه دست است تا کردار و دارايی و رفتار خويشتن را چنانکه شايسته می يابد، به مقتضای قوانين و نواميس طبيعی، سامان بخشد، بی آنکه مجبور به پيروی از اراده انسانی ديگر باشـد يا محتاج به کسب اجازه از او”؟[4] برداشت نوين لاک از طبيعت و وضع طبيعی بشر با روايت زنده بيدار کاملاً همسوست که سبکبارانه در وضع طبيعی بی نياز و آزاد از جبر جامعه بشری در جزيره ای دوردست می بالد و از راه تجربه و تعقل به تعالی می رســد.

فراتر از تأثير محتمل بر معرفت شناسی تجربه گرايانه لاک و انديشه ليبراليسم، نفوذ راسخ  زنده بيدار در گفتمان دينی سده هفدهم و هجدهم مسيحيت امری محقـَّـق و مسلم است. [5] نشان اين امر را در دين شناسی محفل اولياء (Society of Friends) يا نحله لرزندگان (Quakers) بايد جست.

نخستين ترجمه انگليسی زنده بيدار را جورج کيث (1639 تا 1716)، از رهبران نحله لرزندگان در سال 1674 بر اساس فيلسوف خودآموخته پوکاک فراهم ساخت، و عنوان ترجمه خود را ارتقاء عقل بشری (The Improvement of Human Reason) قرار داد. آماده کردن اين ترجمه مقارن بود با همقلمی جورج کيث با رابرت بارکلی (1648 تا 1690)، مصلح دينی اسکاتلندی، در نگارش آيين لرزندگان که آن را در زمره عاليترين نوشته های خداشناسانه سده هفدهم شمرده اند. اقتدا و اتکا به انوار درونی و استغنا جستن از واسطه ها و نهادهای رسمی دين، بنيان کيش لرزندگان است، و از نگاه رهبران اين نحله مذهبی در سده هفدهم ميلادی، زنده بيدار روايتی مؤيد و مقوّم همين برداشت از سلوک روحانی آدمی به دست می داد.

دوّمين ترجمه انگليسی از کتاب زنده بيدار ابن طفيل را سايمون اوکلی (1678 تا 1720) کشيش آنگليکان از روی متن عربی درسال 1686 تدوين نمود، بدين انگيزه تا “اکاذيب و اغلاط عـده ای گمراه” را بر ملا سازد. او لـرزندگان را به “عــربــزدگی” متهـم و ملامت می نمود، و آنان را همچون مسلمانان به باد توبيخ می گرفت چون می پنداشــتند از راه عقل بالاستقلال می توان بهره ای از معرفت الهی يافت، از رستگاری نصيبی برد، و به لقاء الله (برابر نهاده شايد نادقيق نگارنده يادداشت حاضر برای مفهوم مسيحی “ Beatifick Vision” – با همين املاء در سده هفدهم) نائل آمد. اوکلی راه نجات را منحصر در تمسک به کليسای آنگليکان می دانست.

باری، پس از حدود نيم قرن، با منتشر شدن شـرح ماجراهای رابينسون کروسو در سال 1719 کتاب ابن طفيل در انگلستان و اروپا ناگهان به محاق رفت. دنيل دفو (1660 تا 1731) نويسنده آن کتاب داستان گم شدن کشتيبانی را در توفان دريايی و تلاش او برای بقا را در جزيره ای ناشناخته به دست می داد،[6] و سرگذشت زنده بيدار تحت الشعاع آن قصه نو قرار گرفت. تا آن زمان نه تنها چند ترجمه متفاوت، بلکه چند روايت مشابه با دگرگون کردن نام افراد و جاها يا دست بردن درساير جزئيات داستانی با حفظ چارچوب اصلی از روايت ابن طفيل در سراسر اروپا منتشر شده بود.

اضطرار و اضطرابی که در صفحات رابينسن کروسو موج می زند، يکسره با آرامش و فراغتی که بر وجنات زنده بيدار سايه افکنده متفاوت است. جستجوی امر قدسی و تعالی روحانی در قصه رابينسون کروسو جايی ندارد، و توان گفت بازتاب واضحی از تلقی هابزی از وضع طبيعی بشر در آن آمده که با دغدغه های عده بيشتری از اهل زمان هماهنگی داشته است. با اين حال، پاره ای از پيامدهای فلسفی مندرج در زنده بيدار با ورود به جريان انديشه دينی و تجربه گرايی انگلستان فراتر از دوره شهـرت اين کتاب در کانون فکر جديد زنده ماند.

نزديک به دويست سال بعد از ابتدای پرجوشش عصر روشنگری در انگلستان، کتاب زنده بيدار به اهتمام مستشرقان، خاصه لئون گوتيه در فرانسه، از زاويه تتبعات مستشرقانه دوباره مطرح گشت. [7] در سه دهه اخير پژوهشهای متنوعی در باره اين کتاب انجام شده، و اکنون ترجمه های روزآمدی به زبانهای انگليسی،[8] اردو، ايتاليايی، چک، ترکی، روسی، لهستانی و هلندی از آن موجود است. گفته اند که بعد از کتاب هزار و يکشب قصه زنده بيدار ابن طفيل گسترده تر از هر اثر ادبی-داستانی ديگر از عربی به زبانهای ديگر ترجمه شده است.

===

در ختام اين يادداشت که به مثابه برگ سبزی به استاد سروش تقديم می شود، جا دارد نگارنده از استاد ديگری نيز به ادب ياد کند که حق تربيت بر گردنش دارد، و اکنون بيست و چند زمستان می گذرد که او به ديار باقی شتافته است.

نامش به خير و عزت بلند باد، شادروان دکتر يدالله شکـری، استاد فـرهيخته دانشگاه که در وقت انقلاب فرهنگی و تعطيل آموزش عالی، هفته ای دو ساعت تدريس را در دبيرستان منـتـظـری قــلهـک افتخاراً بر عهده گرفته بود، و با دانش آموزان مـغــرور شاخه رياضی-فيزيک غيرتمندانه از اهميت و پرمايگی ادبيات می گفت، و خواندن و فهم درست حافظ و سعدی و مولانا و فردوسی و ساير اختــران چرخ ادب ايرانی را با تسلطی شگرف تعليم می فرمود. راه يابیهای نخستين نگارنده در جهان ادبيات فارسی، از جمله آشنايی با ترجمه زنده بيدار به دستگيری او ميسر گرديد.

دکتر شکری که محضر تــقــی زاده، فــروزانـفــر، هـمـايی، مينــوی، معـين، صفــا، خانلـری، يارشاطر، زرياب، زرّين کوب، و بزرگان ديگر را درک کرده بود، از بی ادبيها و ناسپاسيها و بی رسميها در حق چنان استادانی گلايه داشت و شکوه می نمود. هميشه سفارش می کرد که قدر فــرزانگان و پيشداران حقيقی فرهنگ را بشناسيم و حقگزار باشيم. نام استادانمان را بزرگ داريم و به نيکی ياد کنيم. من همچنان بر آن عهد و پيمانم که با او بستيم: رحمت خدا بر او.

متبــرّک و مستدام باد حيات بيدار و بيدارگــرانه استاد عبدالکريم سروش.


[1] Philosophus autodidactus, sive epistola Abi Jaafar, Ebn Tophail de Hai Ebn Yokdhan. In qua Ostenditur, quomodo ex Inferiorum contemplatione ad Superiorum noti-tiam Ratio humana ascendere possit (Oxford: H. Hall, 1671)

[2] مقاله کليدی در اين باره اين است: “The Influence of The Philosophus Autodidactus: Pocockes, John Locke, and the Society of Friends,” ، نوشته G.A. Russell مندرج در صفحات 224 تا 277 مجموعه The “Arabick” Interest of the Natural Philosophers in Seventeenth-Century England (Leiden: E.J. Brill, 1994).

[3] Hobbes, Leviathan, chapter XIII: “Of the Natural Condition of Mankind, as concerning their Felicity, and Misery.”

[4] John Locke, Political Writings, edited with introduction by David Wootton, see pp. 262ff.

[5] B. W. Young. Religion and Enlightenment in Eighteenth-Century England. Theological Debate from Locke to Burke (Oxford: Clarendon Press, 1998).

[6] Daniel Defoe, The Life and Strange Surprising Adventures of Robinson Crusoe )1719(.

[7] Léon Gauthier, ayy ben Yaqdhān, roman philosophique d’Ibn Thofail, texte arabe publie d’apres un nouveau manuscrit avec les variantes des anciens textes et traduction français (Algiers: P. Fontana, 1900); idem, Ibn Thofail: sa vie, ses oeuvres (Paris: Ernest Leroux, 1909); idem, ayy ben Yaqdhān: roman philosophique d’lbn Thofail, texte arabe avec les variantes des manuscits et de plusieurs editions et traduction franchise, 2e edi­tion, revue, augmentee et completement remaniee (Beirut: Imprimerie catholique, 1936).

[8] Lenn Evan Goodman, Ibn Tufayl’s Hayy ibn Yaqzān: A Philosophical Tale (New York, 1972).

بالا