Content


سروش صلح


سپیده کلانتریان

تا قهر را بر هم زند، آن لطــف اندر لطــف تــو

تا صلح گیرد هر طرف، تا محو گردد جنگ ها

صلح، رویای زيبايي كه بشريت و جامعه بين المللي همواره در مسير رسيدن به آن تلاش كرده است و سوداي وصال آن را در سر مي پروراند، در مجاورت مفهوم كريه جنگ تعريف مي شود! صلح به معناي رايج آن يعني فقدان جنگ!

اما مفهوم صلح در حقوق بین الملل و مباحث مربوط به صلح و امنیت بین المللی، تعریفی فراتر از معناي روزمره و متداول آن دارد. در نظام حقوق بین الملل، صلح در دومعنا به كار مي رود:
- صلح منفي[1] كه صرفا به معناي فقدان مخاصمه مسلحانه[2] – اعم از داخلی و بین المللی- است و در واقع «صلح حداقلی» است؛

-صلح مثبت[3] یا «صلح حداکثری»  فراتر از صرف نبودِ جنگ است و زماني حاصل می شود كه علاوه بر فقدان مخاصمه، موازين حقوق بشر و قواعد دموكراسي نيز رعايت گردد. در واقع صلح مثبت زماني در جامعه ای – خواه داخلی، خواه بین المللی- برقرار مي گردد كه خشونت ساختاري – و نه صرفا درگيري مسلحانه – در آن جامعه وجود نداشته باشد و مقررات حقوق بشر در تمامی مقولات و ابعاد آن مُجری و مُرعی باشد. بنابراین جايگاه و اهمیت و اعتبار صلح مثبت بسي بالاتر از صلح منفي است، بي آنكه بخواهيم از ارزش و اهميت برقراري صلح منفي بكاهيم.

بعد از پایان جنگ جهانی دوم، جامعه بين المللي و در پي آن دول عضو آن، با تجربه دو جنگ خانماسوز طی کمتر از نیم قرن، عزم خود را جزم کردند تا از وقوع دوباره چنین بلیّه ای ممانعت کنند و ازهمینرو سازمان ملل متحد با هدف حفظ و برقراری صلح و امنیت بین المللی در 1945 تاسیس شد.

جنگ اعم از داخلی و بین المللی علل و ریشه هایی دارد که پرداختن به آنها منظور این مختصر نیست. ولی بی تردید یکی از مهمترین علل بروز جنگ، اختلافات فکری و عقیدتی است که بعضا صبغه مذهبی و دینی آن پررنگ تر و غلیظ تر است. این امر که گروهی، قومی، ملتی یا دولتی به هر دلیل، صرفا اعتقادات، تفکرات، مذهب و دین خود را  بر حق بداند و اعتقادات دیگران را یکسره باطل و خارج از مدار حق و درستی قلمداد کند، زمینه بروز اختلافات و نهایتا جنگ را پدید می آورد. در جهان امروز مثالهای متعددی از درگیری ها و مخاصمات مسلحانه وجود دارد که ریشه در همین تفکر «خود حق انگاری» دارد و موجب نقض صلح و امنیت بین المللی یا منطقه ای می شود.

معضل تروریسم که خصوصا در دهه اخیر مورد توجه ویژه  دولتها و مراجع و نهادهای بین المللی قرار گرفته است، در بسیاری از مصادیق خود، آشکارا ریشه در اختلافات شدید دینی و اعتقادی دارد. شیوه فکری و رفتاری القاعده، نمونه تام و تمام چنین تروریسمی است.

صاحبنظران مقوله صلح و امنیت بین المللی، حقوقدانان، فیلسوفان و سیاستمداران، همواره در تلاش برای یافتن راه های عینی و نیز ارائه تئوری هایی جهت کاهش جنگ و افزایش ضریب صلح در جهان هستند. در این راستا یکی از تئوری های موثر و مفید برای از بین بردن بسترهای افروخته شدن شعله جنگهایی که ریشه در اختلافات فکری، دینی، مذهبی و عقیدتی دارد و نیز به خاتمه جنگها کمک می کند، ترویج پلورالیسم و تکثر آراست.

«صراط های مستقیم»: مروج و مقوّم صلح

دکترعبدالکریم سروش، در «صراط های مستقیم»، تکثرگرایی و خصوصا پلورالیسم دینی را تبیین نموده و به نحوی مستدل از آن دفاع می کند. درنگاه سروش، معنا و مفهوم پلورالیسم،«تکثر و تنوع را به رسمیت شناختن و به تباین فروناکاستنی و قیاس ناپذیری فرهنگ ها و دین ها و تجربه های آدمیان فتوا دادن و از عالم انسانی تصویر یک گلستان پرعطر و رنگ را داشتن »[4] است.

وی در مقام گشودن بحث می گوید:

«صراطهای مستقیم … بر آن است که کثرتی که در عالم دین ورزی پدید آمده است و علی الظاهر نازدودنی و نارفتنی است، حادثه ای است طبیعی که از حق بودن کثیری از ادیان و محق بودن کثیری از  دین داران پرده بر می دارد و مقتضای دستگاه ادراکی آدمیان و ساختار چند پهلوی واقعیت است . . .»[5]

اگرچه پلورالیسم، بابی نیست که اول بار توسط وی گشوده شده باشد، ولی او اولین کسی است که در فضای فرهنگی بسته و اختناق موجود در خصوص طرح مباحث دینی اینچنینی و نیز علیرغم ملاحظات و مخاطرات متعدد که وجود داشت، به شیوه ای مستدل و علمی و با لسان عرفانی، دینی و ادبی، دلیرانه  در «صراط های مستقیم»، در صراط تبیین و ترویج تکثرگرایی دینی گام نهاد. وی آشکارا منحصر نمودن حقیقت در یک دین را خطا می داند و با انحصار گرایی دینی مخالفت می ورزد و در توضیح نظر خود می گوید:

«این نظریه در مقابل حصر گرایی دینی قرار می گیرد که حقانیت و هدایت و سعادت را در گرو دینی واحد می نهد و مخالفان و منکران آن دین خاص را در عداد معاندان و شوربختان و مستضعفان و معذوران می آورد و کثرت ادیان را سد سعادت و حجاب هدایت آدمیان می شمارد.»[6]

سروش که چند سال پیش از «صراطهای مستقیم»، در «قبض و بسط تئوریک شریعت» خود، شجاعانه و عالمانه به تبیین نظریه لزوم تفکیک دین از معرفت دینی پرداخته بود، در دفاع از تکثر گرایی دینی مجددا با اشاره ای محدود و ضمنی به آن نظریه خود می گوید:

« می توان دید که نزاع عمقا و نهایتا بر سر دو مقوله ی مهم حقیقت و فهم حقیقت می رود که اولا آیا دین حقی داریم؟ و ثانیا نصیب ما از این حق چقدر است؟ پلورالیست ها می گویند یک حق نداریم، بلکه حق های بسیار داریم. حصرگرایان می گویند حق یکی است و غیر آن هر چه هست، باطل است. پلورالیست ها می گویند شاید واقعیت چند ضلعی و چند لایه است و لذا، حق ها متکثر می شوند.»[7]

سروش در مقام دفاع از حق بودن نظریه تکثرگرایی، نه تنها بر بی ضرر و خطر بودن آن تاکید دارد بلکه افق گسترده تری را در برابر چشم جان می گشاید  و وجود کثرت آرا را جهت دست یازیدن به حقیقت و سعادت، مفید و سودمند می داند:

« . . . این کثرت مطلوب است  و شاید معنای هدایت فراخ تر از آن است که ما می پنداشته ایم و شاید نجات و سعادت در گرو چیز دیگری است، ورای این فهم ها و دگم های خصومت آمیز و انشعاب آفرین.»[8]

آشکار است که چنین نگرشی در صورت ترویج و عینی شدن چقدر می تواند مانع از ایجاد بسترهای درگیری و خشونت های دینی شود و نهایتا از بروز جنگ هایی با این منشا- که متاسفانه تعدادشان امروزه در جهان زیاد هست -  ممانعت کند.

سروش با جان هیک، فیلسوف و دین شناس مسیحی معاصر که از حامیان پلورالیسم است، بر این امر همداستان است که:

«تا میان ادیان صلحی نرود، میان آدمیان صلحی پدید نخواهد آمد و در میان ادیان صلحی نخواهد رفت، مگر این که این معنا مورد تصدیق قرار گیرد که ادیان مختلف واکنش های مختلفی هستند به آن حقیقت نهایی و الوهی که ما خداوند می نامیمش.»[9]

بی شک تبیین پلورالیسم و دفاعی اینچنین تمام قد از آن، توسط متفکری که از یکسو خود مومنانه به دین خود پایبند است و از دیگر سو بر مسند فیلسوفی تاثیرگذار در سطح ملی و بین المللی تکیه زده، اثرگذاری بیشتری خصوصا در میان دینداران دارد.

تکثر گرایی دینیِ سروش همراستا با مقررات بین المللی

بدوا اشاره شد که حفظ صلح و امنیت بین المللی از مهمترین دغدغه های جامعه بین المللی و اولین وظیفه و نیز هدف سازمان ملل متحد است. به سبب اهمیتی که موضوع ترویج پلورالیسم برای نیل به این هدف جهانی و از بین بردن بستر خشونت و جنگ های احتمالی یا خاتمه دادن به جنگهای جاری دارد، مراجع و مجامع بین المللی بارها و به مناسبت های مختلف، به این مفهوم اشارات صریح یا ضمنی نموده اند.

تکثرگراییِ مطلوبِ تئوری پردازِ «صراطهای مستقیم»، با مفهوم و بعضا با منطوق این مقررات که برای نیل به صلح جهانی تدوین شده اند، هماهنگ و همسوست. در اینجا مختصرا به ذکر چند نمونه از این همسویی اشاره می شود.

یک- منشور سازمان ملل متحد که سند موسس این سازمان است در مقدمه خود زیست همراه با مدارا و تساهل را از پیش شرط های برقراری صلح می داند:

«ما مردمان ملل متحد با تصميم به محفوظ داشتن نسلهای آينده از بلای جنگ، . . . با اعلام مجدد ايمان خود به حقوق بنیادین بشر و به کرامت و ارزش انسان، . . . و برای نيل به اين اهداف به مدارا كردن و زيستن در صلح با يكديگر با روحيه حسن همجواری مصمم شده ایم . . .»[10]

تردیدی نیست که پلورالیسم شاهراه رسیدن به مقصد حسن همزیستی و مدارا میان آدمیان در جهان است.

دو- اعلاميه جهانی حقوق بشر در ماده 26 خود در خلال تبیین شیوه صحیح آموزش و پرورش مقرر می دارد آموزش «بايد حسن تفاهم، گذشت و احترام به عقايد مخالف و دوستی میان ملل و گروه های نژادی يا مذهبی را ترويج نماید.»[11]

سه- مقدمه اساسنامه يونسكو نیز تصریح می کند:

« از آنجا که جنگ از ذهن و فکر آدمیان آغاز می شود، حفاظت و دفاع  از صلح در ذهن و فکر بشر باید ساخته و پرداخته شود. . . صلح، اگر كه بناست پايدار بماند، بايد بر اساس همبستگی معنوی و عقلانی بشر بنا شود».[12]

چهار- یکی از مهمترین اسناد بین المللی در خصوص ترویج زیست بین المللی بر مبنای مدارا و تکثر گرایی، «اعلاميه اصول مدارا»[13] است که در 16 نوامبر 1995 توسط یونسکو تدوین و تصویب گردید. و از همان زمان نیز 16 نوامبر هر سال، روز جهانی مدارا نامیده شد.

در ذیل مقدمه این اعلامیه آمده است:

« مدارا تنها يك اصل مورد احترام نيست، بلكه ضرورتی برای صلح و برای رشد اقتصادی و اجتماعی همه مردمان است.»[14]

این اعلامیه در بند 3 ماده یک خود، تکثرگرایی را در کنار حقوق بشر، از عناصر اصلی مدارا می داند و آن را مسیری به سوی رد جزم گرایی و مطلق گرایی می خواند.[15]

بند یک ماده یک این اعلامیه در تعریف مفهوم مدارا می گوید:

« مدارا همانا احترام، پذيرش و ارج گذاردن به تنوع غنی فرهنگ‌های جهان، و شيوه‌های ابراز و راه‌های گوناگون انسان بودن ماست. . . مدارا هماهنگی در اختلاف است. اين فقط نه يك وظيفه اخلاقی، بلكه همچنين نياز سياسی و قانونی است. مدارا آن ويژگی است كه صلح را ممكن می‌سازد و به جايگزينی فرهنگ صلح به جای فرهنگ جنگ كمك می‌نمايد.»[16]
برای جلوگیری از ایجاد این تفکر خطا که ممکن است مدارا و تکثر گرایی به از دست رفتن اعتقاد یا تفکر شخصی انسان منتهی شود، در بند دوم و چهارم ماده یک توضیح می دهد:

« مدارا توافق همگانی نيست، پذيرش امتياز برای ديگری، گذشتن از امتيازات خود، يا بخشش و گذشت نيست. مدارا، بيش از هر چيز، گرايش ذهنی است كه حاصل شناخت حقوق بشر جهانی و آزادی‌های بنيادی ديگران است. . .

روش مدارا، همخوان با احترام برای حقوق بشر بوده و به معنای تحمل بي عدالتی اجتماعی يا كنارگذاشتن يا تضعيف اعتقادات فرد نيست. معنای آن اين است كه فرد آزاد است كه به اعتقادات شخصی خود پايبند بماند و بپذيرد كه ديگران به اعتقادت خود پايبند بمانند. اين يعنی پذيرفتن اين حقيقت كه انسان‌ها، كه به طور طبيعی از نظر ظاهر، وضعيت، گفتار، رفتار، و ارزش‌های شان متفاوت هستند، اين حق را دارند كه در صلح زندگی كنند و همچنان كه هستند باشند. اين همچنين بدين معناست كه ديدگاه يك فرد نبايد به ديگران تحميل شود.»[17]

صراطی به سوی صلح

آنچه آمد نگاهی ساده و اجمالی از منظر حقوق بین الملل به ارتباط میان تکثرگرایی و صلح و امنیت – اعم از داخلی، منطقه ای و بین المللی- است و تشریح دقیق، کامل و آکادمیک آن، مجالی دیگر و مقالی مفصل می طلبد.

ولی عبدالکریم سروش، فارغ از ارتباط میان حقوق و نظریه خویش و ورای تمام ارتباطات دیگر، به روال مرسوم خود، در بیان نظریاتش از گنجینه ادب و عرفان هم بهره برده است. «صراطهای مستقیمش» نیز از این قاعده مستثنی نیست و از همین روست که نوشتار خویش را به کلامی جان نواز از عارف شهیر، محیی الدین عربی اندلسی، مزین نموده است:

« تا امروز با همنشینی که هم کیش من نبود، مخالفت می ورزیدم. لکن امروز دل من پذیرنده همه صورتها شده است. چراگاه آهوان است و بتکده بتان و صومعه راهبان و کعبه طائفان و الواح تورات و اوراق قرآن. دین من اینک عشق است  و هر جا که کاروان عشق برود، دین و ایمان من هم به دنبالش روان است.»[18]

گویی جان گفتار و روح نوشتار خود را نیز در همین نقل قول آغازین ماهرانه گنجانده است و باقی، بهانه توضیح همین است.

از استاد عبدالکریم سروش، زیاد آموختم گرچه مجال درک محضر وی چندان دست نداده است. ولی آنچه مانند همیشه از نگاه عارفانه او از ورای حجاب کلمات از «صراطهای مستقیم» دریافتم این بیت خاقانی است:

کفر و ایمان را به هم صلح است، خیز از زلف و رخ

فـتــنـه ای ســاز و مـیــان کـفــر و  ایـمــان در فـکــن

25 آذر 1389- پاریس


[1] . Negative peace

[2] . Armed conflict

[3] . positive peace

[4] – سروش، عبدالکریم، صراطهای مستقیم، مجموعه معرفت شناسی 3، موسسه فرهنگی صراط، تهران، 1378، ص.4.

[5] . همان، ص.3.

[6] . همان.

[7] . همان.

[8] .همان، ص.5.

[9] . John Hick, Disputed Question,Yall un . Press, 1993,PP.146-163

در همان، ص.12.

[10] . http://www.un.org/en/documents/charter/preamble.shtml

[11] . http://www.un.org/en/documents/udhr/index.shtml

[12] . http://www.icomos.org/unesco/unesco_constitution.html

[13] . Declaration of Principles on Tolerance

[14] . http://www.unesco.org/cpp/fr/declarations/tolerance.htm

[15] .Ibid.

[16] .Ibid.

[17] .Ibid.

[18] .سروش، عبدالکریم، همان، ص. 3.

بالا